دیدی چی شد..حالا چیکار کنم..؟ چطور تحملش کنم ؟ همیشه ازش متنفر بودم..از بچگی همیشه بدم میومد ازش..مث قفس می مونه..مث زنجیر..مث حصار..مث مانع..
نگو که زیادی دارم بزرگش میکنم..
خب ازش بدم میاد.دیگه..!محدودم می کنه..دست و پا گیره..زیادیه..همیشه از این محدود کننده ها متنفر بوده و هستم. بیشتر ِسر دردای این روزام به خاطر اون بوده شایدم به خاطر نبودنش!..بی ریخت بد قواره!
من که خجالتی نبودم..از وقتی با منه خجالت میکشم..سرخ میشم..داغ میشم..جسارتمو از دست دادم..نمی تونم مستقیم تو چشمای کسی نگاه کنم.
یه هفته اس دارم گریه میکنم که نباشه..اما فهمیدم گریه هام دلیل بودنشه!!دلیل موندنش.. مجبوره که باشه..خودم رفتم گشتم پیداش کردم..مجبورم که باهاش بسازم، باهاش اخت بشم، بهش عادت کنم..خودم احتیاج به مواظبت دارم اونوخت باید همش مواظب اون باشم! لعنتی دست از سرم..نه..دست از چشمام بر دار!
دیدی گفتم، آخر یه روز این گریه ها.. سوی چشامو می بره..!!
امان از این گریه های سوی چشم بر.
سرخی بعدش بقیه رو کنجکاو می کنه و بعضی اوقات چشم رو رسوا می کنه..
ولی اگه نباشه که بدتره خب..
عینکی شدی آجی؟منظورت از این محدودکننده عینک بود؟!مگه عینک چشه؟
بعدش هم من بهت چی بگم آخه؟گریه واسه چی؟اینجوری میخوای به اون هدفات برسی؟با چشم بیسو؟با چشم ورقلمبیده از شدت گریه؟آره؟
سلام بانو
گریه بعضی وقتا خوبه برای خالی شدن
ولی زیادش اصلا خوبنیست
آدم رو ضعیف میکنه همچنین چشم رو
بانو شما که محکمتر از این حرفایی
منم از گریه بدم میاد و معمولام گریه نمیکنم
تقریبا با جرات میتونم بگم تو 19 سال عمرم انگشت شمارن اونایی که گریه کردنمو دیدن
تا میتونی بخند هروقت گریه ات گرفت بخند بزور بخند بعد یه دفعه حال و هوات عوض میشه
سلام هیشکی بانو . اولش همه از عینک بدشون میاد . من هم همینطوری بودم ولی کم کم حس میکنی قسمتی از زندگیت شده و اولین چیزی که بعد خواب دنبالش میگردی عینکه . واستا خودت میفهمی بانو !
باورت میشه من از بچچگی آرزوم بود که عینکی بشم ولی نشدم که نشدم ! حتی یه دوره ای خیلی هم تلاش کردم ولی فایده نداشت !!
البته می دونم که هر چیزی وختی اجباری بشه استفاده کردنش آدمو اذیت می کنه ها ...
ولی فک کنم چهره تو از اون مدلایی باشه که عینک هوار تا بهشون بیاد ! یحتمل حسابی خوشگل تر میشی !
دیگه چی می خوای ؟!!
سلااام داداشی به به قدم سر چشم ما گذاشتین قربان..یه بار که اینجا سر نمی زنید گلو مون بغضی میشه به خخدااا
آرزوووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب بعضیا دوس دارن عینکو..ولی من متنفرم ازش...انگار یه سپر جلو چشامه..همش باید شیشه اش رو تمیز کنم..
ای باباااا ماو خوشگلی؟! خوشگلیو مااا
بابا شکسته نفس !
بابا متواضع !
بابا فردین !
پیشونی آدم باید خوشگل باشه که نیس!
واالااا..
علف باید به دهنبزی شیرین بیاد بقیه رو بی خیال
به دهن بزی شیرین نیومد تف کرد
خیلی بی معرفتی ها
پست ها رو که از هر ده تا یک یرو میخونی سراغ م که نمیگیری
همینه دیگه هی گریه کن حالا هم به جمع ما عینکی ها خوش اومدی ما ها اونقدر چشامون خوشکله باید پشت ویترین بمونه
خودتییییییییییییییییییییی


به این جمبش فک نکرده بودم
هممه رو میخونم بعضی وختا کامنت نمیذارم خب
ویترین
سلام هیشکی جیگر
خصوصی..
بعدشم غصه نخور.. حالا دیگه هست.. کاریش نمیشه کرد.. میشه؟
سلام غصه نمیخورم لجم گرفته
ای جااانم . سلام هیشکی جون . همچین نوشتی گفتم چی شده . من چی بگم که ۲۰سال دارم عینک میزنم . ولی دوسش دارم شایدم بقول نیما عادت کردم بهش . وقتی بهش احتیاج داری دیگه محدودیت نیست یه جورایی هم از محدودیت درت میاره . ولی خب بعضی ها از بعضی چیزا خوششون نمیاد دیگه . مثل عمه من که از عصا بدش میاد و لجش می گیره و بقول تو محدودیت میدونستش ولی الان قبول کرده که باید کمک این رفیق بی زبونو بپذیره .
جالب بود ، کلی خاطره عینکی برام زنده شد . مرسی .
۲۰ ساله عینک میزنی ؟ واااااااااااااای یعنی منم باید همیشه بزنم؟ یعنی چشام خوب نمیشه؟
سلام عزیزم . آره ۲۰ساله . یعنی از حدود دوسالگی . نه ، چه ربطی داره ؟ هروقت نمره اش ثابت شد میتونی با لیزر حلش کنی . منم میتونم . حدود ۵ سال پیش که انحرافشو عمل کردم دکتر گفت ۲تا عمل به چشت آسیب میزنه منم چون به عینک عادت داشتم و یه جورایی دوسش دارم ترجیح دادم انحرافشو عمل کنم . حالا باید یه چند سالی صبر کنم . ولی فکر کنم کنار گذاشتن این عادت ۲۰و خورده ای ساله سخت باشه برام . گاهی که عینکم میشکست انگار یه گمشده داشتم تا درست میشد . راستی چرا جای عینک لنز نمیذاری فکر کنم برات کنار اومدن باهاش راحتتر باشه تا عینک .
امان از این عینک!
میدونم بهش احتیاج دارم اما مدام دارم از زیرش فرار میکنم!
منم به جمع عینکیا پیوستم

ولی عمرا بزنم
راستی باافتخار و اجازت لینکت کردم عزیزم
منم از بچگی تا حالا دوس دارم عینکی بشم و نشدم
البته خواسته ی مزخرفیه و لی خب هست دیگه
باید باهاش بسازی هیشکی جون