X
تبلیغات
رایتل

این سقف کاذب و بدلی ست!

شنبه 3 دی 1390 ساعت 04:27 ب.ظ
چیلیک شماره 8 :



کومولوس..استراتوس..سیروس..و..یادش به خیر هنوز اون درس رو یادم هست و چقدر دوسش دارم و داشتم . چقدر اون سالا سر به هوا بودم همیشه چشمم به دمبال ابرای توی آسمون و رنگین کمون و دسته های بزرگ پرنده های مهاجر بود. این روزا آسمون شهرم انقدر کثیف و آلوده است که هیچی پیدا نیست دیگه از اون ابرا خبری نیست..اون وختا ابرا گاهی به نظرم شبیه کسی یا چیزی دیده می شدن..مثلن شکل خرگوش.. ماشین..حروف یا بابا نوئل..

 چند سال بعدش قرار بود دخترخالمو از طرف آموزش و پرورش ببرن " آسمان نما " خاله م که فرهنگیه به من گفت تو ام اگه بخوای میتونی بیای. اول برنامه همه ی چراغا رو خاموش کردن بعد سقف روشن شد و شروع کرد به پخش کردن یه سری تصاویر از آسمون. خانمی که اونجا بود با صدایی رسا شروع کرد به توضیح دادن..تصاویر اول راجبه ابرا و انواع شون بود اون خانوم آخر مبحث ابرها گفت: ابرها چیزی نیستن جز توده متراکم بخار که در طبقات پایینی و میانی اتمسفر تشکیل میشن..!

حسابی حرص خوردم خشکم زد گریه ام گرفته بود و به طرز احمقانه ای اون خانوم راوی رو نابود کننده ی بخش مهمی از رویاهای کودکی ام " ابرها " میدونستم!

اون زمانی که من واقعیت مزخرف و علمی توده متراکم بخار رو هنوز نمی دونستم فکر میکردم کاش میشد یک بار سوار هواپیما بشم و پنجره  رو باز کنم! قبل از اینکه هواپیما به زمین بشینه دستمو دراز کنم و یواشکی یه تیکه بزرگ از اون ابرای نرم و سفید رو بردارم و شب سرمو به جای بالش روی اون بذارم و خوابای قشنگ ببینم.

الان انگار هزار سال از اون سالا گذشته..حالا که آسمون شهرم رو آستری بد رنگ و چرکی پوشونده و انگار با من و بقیه قهر کرده و رفته و این سقف کاذب و بدلی رو جای خودش گذاشته تا هرچی نگاهش کنی جز یاس و ناامیدی نبینی.

کلن هر چی که به سن و سالمون اضافه میشه واقعیتهای گند و مزخرف تری برامون ثابت میشه.

پی نوشت اولن : کریسمس مبارک ( همیشه آرزو داشتم ای کاش ما هم بابانوئل داشتیم )

پی نوشت دویومن:   این پست شیرزاد عزیز رو حتمن بخونید.

پی نوشت سیومن: این عکس بر فراز ترکیه اس.12/شهریور/ 90

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo