X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

هیپ هیپ هوراااااا... هیپ هیپ هوراااااا...

دوشنبه 21 آذر 1390 ساعت 04:48 ب.ظ



1. عمو آقای مدیر عامل شرکتمون به دلیل تعدد کارخونه و مشغله ی کاری تو این شیش هف ماه فقط هف هش بار اومده شرکت...اما به دلیل گند زدن معاون مون و عدم صلاحیت در مدیریتش دیروز عصر تو یه جلسه که همه ی اداریا و سر کارگرا بودن قرار بر این شد که برای باز گشتن نظم و عدالت در شرکت ممبعد آقا عمو مدیر عامل سه روز در هفته به ما سر بزنن مشکلاتمونو سرو سامون بدن... من تو جلسه ای که برگذار شد هممه ی مشکلاتو مطرح  کردم همکارام فک نمیکردن من انقد ریز بین باشم و  حواسم جم باشه..برا همین خیلی خوشحال بودن و کلی تحویل گرفتن و هی کیلو کیلو از ما تقدیر و تشکر کردن . مام شر شر عرق می ریختیم.

آخر ساعت عمو مدیر عامل یه برگه رومیزم  گذاشت که یه متن تقدیر نامه بود که همه ی همکارا آخرشو امضا زده بودن که  من ساعت 4 تعطیل بشم  . پایینشم امضا و موافقت مدیر عامل چشمک میزد.

2. من در این تاریخ به خودم قول میدم که هممه ی تلاشمو بکنم که یه ال 90 بخرم حالا تاریخشو نمیگم که ضایع نشم.. شومام دعا کنید خدا وسیله ی براورده شدنشو فراهم کنه

3. ای خدا چی میشه یه ذره سر کیسه رو شل کنی؟ شیپیشای  تو جیبم از بیکاری عکس یادگاری باهم میندازن..

4. دو سه روز پیش بعد دو سه هفته رفتم فیس بوک دیدم اِبی برام کامنت گذاشته و تولدمو تبریک گفته و اینا . جدا از اینکه خعلی خوشحال شدم کلی هم راجبش فکر کردم...ینی چه چیزی چه حسی چه فکری چه اتفاقی باعث میشه یه آدم به این مشهوری و با این همه مشغله کاری به یه نفر تو این ور دنیا که هیشکی! نیس و هیچ کاری ام براش نکرده انقدر لطف داشته باشه؟!!!

5. دلم میخواد شب یلدای امسال همه ی دوستای وبلاگیم دور هم جم بشن ینی میشه؟

6. یادش بخیر...حیاط خونه ی قدیمی باباجون..من و آرزو و احسان..اووووم چقد بازی میکردیم....ازاون  اول معلوم بود که من شمع میشم..آرزو گل و احسان پروانه!!!


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo