X
تبلیغات
رایتل

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من غصه میخواد...

سه‌شنبه 4 مرداد 1390 ساعت 03:24 ب.ظ

برا اونی که نیست شماره 3 :

امروز 4 مرداد ِ ، پارسال همچین روزی داداشی محسن ( باقرلوی کبیر کرگدن سابق!) منو تشویق کرد که یه وبلاگ بزنم و توی وبلاگم که من بهش میگم خونه و واقعن مث خونه خودم دوسش دارم درد دل کنم از روزمرهگی هام بگم...از دل تنگی ها و دل بستگی ها و غما و شادیا و هر مطلب دلی ِ دیگه..
سر در این خونه این جمله ی دکتر شریعتی رو نوشتم: حرفهایی هست برای گفتن و حرفهایی نیز برای نگفتن و ارزش عمیق آدمها به اندازه همان حرفهایی ست که برای نگفتن دارند. اسم خودمم گذاشتم هیشــکی! خب دلیلش این بود که خودمو در حد و اندازه ای نمی دیدم که اسم خودمو بذارم بلاگر! و اینکه خیلی از دوست و آشناهام تو بلاگستون و فیس بوک و.. هستن دلم میخواست حداقل اینجا رو خونه و حریم خودم بدونم و توش راحت حرف بزنم، دلیل دیگه ای نداشت..
کلن سبک زندگیم و فکرم با اومدن تو بلاگستان تغییر کرد و از این بابت خیلی خوشحالم.
از این طریق دوستای زیادی پیدا کردم که وجود هر کدومشون برا من یه نعمته..براهمه شون ارزش و احترام خاصی قائلم.
هیچ وخت تا این سن دوستایی به مهربونی و با صفایی شما نداشتم و از صمیم قلبم میگم که به هممه تون افتخار میکنم..قربون همه تون برم دست تک تک شما رو می بوسم و مرسی که منو تو جمعتون پذیرفتین..مرسی که تحملم می کنید.
قصد داشتم یه پست شاد بنویسم برا این روز که متوجه شدم " مادر بزرگ "  کیامهر جان و
 آلن
عزیز به رحمت خدا رفتن ، روحشون شاد..به احترام این عزیزا سکوت می کنم..........
" لطفن فاتحه ای برای روح ملکوتی شون بخونید..." مرسی.
 چیلیک شماره 4 : این عکس مادر بزرگ آقای مهدی پژوم عزیز هست روحشون شاد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo