X
تبلیغات
نماشا
رایتل

شانس ِ لاکی لوکی یا تلاونگی؟؟!

یکشنبه 29 خرداد 1390 ساعت 01:40 ب.ظ



نمیدونم به شانس اعتقاد دارید یا نه؟! من که خیلی بهش معتقدم... به نظر من  آدما دو دسته اند یا شانس دارن یا ندارن.. حد وسطی وجود نداره!
بعضیا مث لوک خوش شانس! همه جا و همه وخت شانس دارن! یا مث من شانس ندارن و هیچ جا شانس بهشون نگاه نکرده و از لوک خوش شانس بودن آخرش تنهایی سمت غروب رفتنو یاد گرفتن و بس.....

باور نمیکنی؟ عرض میکنم ختمتت!..
دیروز مرخصی ساعتی گرفتم رفتم بانک حقوق اردیبهشت و خردادو بگیرم و یه سری کارای بانکی رو انجام بدم یه خانومه تو صف بود مبایلش زنگ خورد یه صحبتی کرد و نوبتشو داد به یه دختره سوسول جینگیل مستون! که همون لحظه اومده بود و کلی هم عجله داشت و رفت!! بعد از شصتا آدم نوبت به ما رسید ، یارو کارمند بانکه میگه شبکه قطع شده برو فردا بیا هر چی فحش بلد بودم حواله شانسم کردم!
...
یه بنده خدایی از 17 سالگی خاستگارم بود..اون موقع که اومد خاستگاری آه در بساط نداشت قیافه اش شبیه هویج پلاسیده بود! دراز و دیلاق! کاروبار و درآمدشم معمولی نزدیکای خط فقر بود! یه نمه هم بگی نگی اخلاق نداشت خیلی هم خشک و رسمی بود.کلهم باب میل من نبود منم جواب منفی بهش دادم.

پنج شمبه شب تو یه مهمونی بعد از هفت هشت سال دیدمش...آقا شُکه شدم.. پسره ی چُلمن با پارتی رفته تو یه شرکت صادرات فرش تو کیش استخدام شده..سانتافه زیر پاش همچی بگی نگی نمکی و خوشجیل و موشجیل شده هیکل ورزشکاری..گلاب به رو تون یه ارزن هم شیطون میطون!و خوش برخورد، خلاصه.. رفته با دختر حسابدار شرکتشون نامزد کرده !! همه میدونن من اصلن آدم حسود مسود و بخیلی نیستم که فک کنید از حسادتم اینا رو میگم نه .. خدا شاهده دختره انقد زشت و شلخته و گند دماغ و افاده ای بود که حال همه بد شده بود.. به جون خودم..این پسره مث چی از سر و کولش بالا میرفت و قربونش می شد..! می خواستم با تبر نصفش کنم!
 آخه من الان نباید یه فحش تمیز تقدیم این شانسم کنم؟! اون زمان که اومد خاستگاری ما مث شیر برنج بود الان برو نیگاش کن....!!

خلاصه اینا فقط دوتا نمونه از بد شانسیای من بود، خدا کنه شانس به همه رو کنه به همه...اگه وخت کرد به ما هم همین طور!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo