X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سلام دهه ی 90

پنج‌شنبه 18 فروردین 1390 ساعت 03:22 ب.ظ


سیلاملکن خوب هستین؟

لپتونو بیارید جلو..ممماچ! آخیش دلم تنگ شده بود براتون..دهنم مورد عنایت قرار گرفت تو این تعطیلات لامصصب..ای تو روح این عید..

تصمیم داشتم یه غم نامه بلند بالا از  حال و هوای این چن وخت بنویسم باز گفتم ولش کن خوب نیس اول سالی حالتونو مکدر کنم.

تنها روزی که مزه عیدو چشیدم روز ۱۲ به در بود! که به اتفاق داداشی و مریم بانو وبابایی کیامهر و مهربان جونم و آقای مهدی وآقای رولی و آقای حامد و دو سه تا دیگه از بچه ها رفتیم به دشت و دمن و باغ..ولذت بردیم از اون سکوت و هوای خوب و  بودن در کنار هم..

هرچند من بعد از ۱۲-۱۳ روز از خونه بیرون اومده بودمو مصرف بیش از حد قرص خواب کسل و بی حوصله و دپرسم کرده بود اما خیلی خوش گذشت ولی  واقعا جای ایرن جون و آقای محسن و آقای وحید و محبوب جون وآلن عزیزو بقیه خالی بود.

پی تقدیم نوشت۱: این اولین پست ده ی ۹۰ رو تقدیم میکنم به ایرن عزیزم که تمام عید به یادش بودم و الان واقعن حالشو درک میکنم. از صمیم قلب آرزو میکنم زودتر حال جسمی و روحیش خوب بشه.

پی تقدیم نوشت۲: این حس و حال خوب الانم و این عکس شکوفه های بهاری رو تقدیم میکنم به نیما جان که با کامنتی که تو پست قبلی نوشت منو وادار کرد همون شب که خونه ی بابایی کیامهر اینا بودم آلبوم فوق العاده ی "حس تنهایی" ابی رو دانلود کنم و صدای مخملیشو گوش کنم.

ترانه ی حس تنهایی خدااا بود..ترانه ی خدا با ماست محشر بود واقعن..ترانه ی نوازشم که من عاشقشم..کلن همش عالی بود.بازم ممنون نیمای عزیز . من این روزا دیوانه وار ابی گوش میکنم شاید حالم بهتر بشه..


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo