X
تبلیغات
رایتل

خداحافظ حسرتهای لعنتی ام

شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 02:20 ب.ظ


امروز آخرین قسط وکیلم رو ریختم به حسابش..این ۲۰۰ هزار تومن رو با جون و دل پرداخت کردم!

سال ۸۹ هم تموم شد..

خداحافظ دهه ی هشتاد ِ لعنتی! خداحافظ یک دهه بی کسی..خداحافظ جوونی فنا شده ام.. خداحافظ شادی های زود گذرم..خداحافظ زخمای عمیق و سطحی ام! خداحافظ عاشقی های یک سره و همیشه زنده ام! خداحافظ احساسات جوشانم..خداحافظ حسرتهای لعنتی ام!..خداحافظ دربه دری..خداحافظ همه ی نامرد هایی که زخماتون هنوز رو پاره های تنم مونده..خداحافظ نگاهای سنگینی که تو دادگاه و کلاتری ها و کوچه و خیابونا سایه به سایه با من بودید!..خداحافظ همه ی علایقی که به لجن کشیده شد.. خداحافظ چشمای همیشه منتظرم..خداحافظ نعره  های بی صدام..خداحافظ اشکایی که از سوز دلم به گونه هام ریخت و دیده نشد.. خداحافظ خنده هایی که خشکید رو لبام و دیده نشد..خداحافظ نفرتی که هیچ وخت نذاشتم از هیچ احدی که تو دلم شعله بکشه..خداحافظ کنایه هایی که مثل داغ رو  دیوار دلم  حک شدید..خداحافظ بغضایی که هر ثانیه با من بزرگو بزرگتر میشید.خدا حافظ تجربه های تلخ و زود هنگام..


و سلام به  دهه ی نود..دهه ای که معلوم نیست باشم یا نه..که اصلن مهم نیست که باشم یا نه!

 امیدوارم سال نو سال سلامتی و آرامش و عشق و آزادی و عدالت باشه برای هممه ی شما که برام عزیزید. دوستتون دارم.هر بدی ازم دیدید به بزرگی و معرفت خودتون منو ببخشید.. اگه یه نقطه ی روشن تو تاریکی این دهه دیده بشه اون نقطه روشن دوستای خوبیه که تو بلاگستان نصیبم شدند. زنده باشید.


آخرین پست دهه ی هشتاد رو تقدیم میکنم به داداشی عزیزم ( محسن باقر لو ) که منشاء همه ی این رفاقتها و دوستیهای زلاله.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo