X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

بام تهرانم آرزوست..

شنبه 20 شهریور 1389 ساعت 02:38 ب.ظ


هر آدمی برا خودش یک یا چند خلوت٬ یا به اصطلاح من یه غار تنهایی داره٬ یه جایی که کسی ازش خبر نداره! هر وقت خیلی غمگینه به اونجا میره تا آروم شه..هر وخت شاده  حضورش تو اونجا شادی شو چند برابر میکنه..جایی که از خاطرات ریز و درشت اون شخص درست شده.

این خلوت برا هرکسی باارزش و مقدسه..براش یه حریمه که دوس نداره هر کسی اونجا بیاد مگه.. مگه یه عزیز یه شخص بخصوص..


این خلوت و این غار ممکن هر جایی باشه یه صندلی تو یه پارک خلوت..مزار یه عزیز از دست رفته..گوشه ی دنج اطاق..کنج یه اطاقک رو  پشت بوم..یه کوچه باغ..یه مکان مقدس و.. .


منم مث همه آدما یه گوشه ی دنج برا خودم داشتمو دارم..یه جایی پراز خاطره..اونجا بام تهرانه. الان چهار پنج ساله که دیگه نمیرم اونجا و به قولی غار تنهاییم لو رفت! 


از بام تهران یه دنیا خاطره ی سیاه و سفید دارم.چه شبایی که تا نزدیک صبح اونجا بودم..ابی گوش میکردم..گریه میکردم..می خندیدم..درد دل میکردم..داد میزدم..


من عاشق تهرانم.مخصوصن شبای تهران..مخصوصن وختی از یه جایی مث بام تهران ساعتها زل بزنم به این شهر..به قشنگی و زشتیش به آدماش که خوبی یا بدیشون درداشون٬ خوشیا شون٬ غما شون ٬ تلخیا و شیرینیای زندگی شون٬ نا امنیا و کثیفیا ! هیچی معلوم نیست!!

فقط یه عالمه نور و زیبایی وسکوت.همین !

من عاشق شهرمم..عاشق شباشم..عاشق قدم زدن تو تهرانم.. زادگاهمو دوس دارم..

دلم برای بام تهران تنگ شده..چرا مث قبل دیگه نمیتونم هر شبی که دلم خواست برم اونجا؟!

چرا همه دوست داشتنی هام داره به خاطره تبدیل میشه؟!



 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo