X
تبلیغات
رایتل

دلقکتونیم!!

دوشنبه 15 شهریور 1389 ساعت 10:45 ق.ظ



دلقک نوشت:

آرزو دختر خالم: سلام چطوری؟

-سلام آرزو.خوبم تو چطوری؟چه عجب یادی از ما کردی؟!

آرزو:مرسی .ببین شارج ندارم زیاد صحبت کنم! جمعه صب حاضر باش میام دمبالت بریم فرحزاد .هف هشتا از بچه هام میان گفتم تو ام  بیای خوش میگذره به ما..!! خنده شیش حاضر باشیا خدافظ!!

-ببین الو....الو......!

***

sms: شبنم دوستم : salam azizam.khobi?bebin az sare kar omadi ye rast bia khoneye ma hoselam kheili sar rafte.bia cherto pert bego bekhandim! خنده bay

***

خواهرم: الووووو شلاااام شطور موطوری؟

-سلام.خوبم . تو خوبی؟چه خبرا؟

خ:مرسی .هیچ خبر گفتم زنگ بزنم شب زود بیای خونه بریم بیرون یه دور بزنیم .خاله اینام اینجان. میگن زودتر بیا بدون تو خوش نمیگذره...یه ذره دلقک بازی درار دلشون واشه!خنده خُب.. بعد قرنی اومدن خونمون .. باشه؟ کاری نداری خودافظ.

- :الوووو الوووو...خدا..فظ!

***

زری: سلاملک . خوفی؟

- : سلام جوجو !.. خوبم تو زنده ای؟

زری: اِی هستیم هنوز...

- :چی شده از این ورا راه گم کردی؟!گوشمون به صداتون روشن شد؟!

زری: هیچی گفتم فردا یه سر بیای خونه ما، یه کم بگیم، بخندیم .. خندهچن وخته نیستی سر کار میری تحویل نمیگیری؟ میای دیگه ؟ بستنی یخ میکنه هااا زود بیا هاا..

- : زری من کار دارم ...الو ...الو...

***

و... .... .....

***

بابا خسته شدم... ولم کنییید...

روزایی که دارم از تنهایی میترکم کجایین؟؟؟

روزایی که زنگ میزنم میبینید صدام گرفته اس ، نمیگین چه مرگته؟

شبایی که تا خود صب داغونم ..زنگ میزنم به روی خودتون نمیارید و یادتون میاد؟

فقط برا خوشیاتون منو میخوایین...

مگه من دلقکم؟!..

***

تا کی باید زنگ تفریح دیگران باشم؟!

***

شرمنده نوشت!: ببخشید واقعن شرمنده  ... باید یه جایی تخلیه می شدم!


 
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo